سفارش تبلیغ
صبا ویژن
یاوران مهدی (عج)
لوگوها


(( نمایشنامه خطبه غدیر ))


  • تاریخ ارسال : شنبه 88/5/31, 11:49 عصر
  • دسته بندی :
  • نویسنده : لیلة القدر

 امر به معروف و نهى از منکر اتمام حجت بر گناهکار است

تا نگوید: کسى به من تذکر نداد. و عذرى است براى مؤمن تا به او گفته نشود: چرا فریاد نزدى؟

شرط وجوب امر به معروف احتمال اثر  است؛ یعنى اگر احتمال اثر نمى‏دهى، واجب نیست؛ نه آنکه ممنوع است.

بزرگان، شرط وجوب امر به معروف را احتمال تأثیر فرموده‏اند. یعنى اگر اثر نکرد، واجب نیست.
ما ضمن احترام به این اصل کلى، به چند نکته دیگر نیز توجه مى کنیم :
1 ) ممکن است فعلاً اثر نکند؛ ولى به خاطر اهمیت کار، باید بعضى اشخاص تا مرز شهادت پیش بروند و حرف حق را بزنند.
امام حسین علیه السلام فرمود: من براى احیاى امر به معروف و نهى از منکر به کربلا مى‏روم. در آن وقت، امام شهید شد و یزید و لشکرش؛ تحت تأثیر قرار نگرفتند؛ ولى در فطرت عمومى مردم و تاریخ، ناحق بودن بنى امیه و عصمت و مظلومیت اهل بیت پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نقش بست.
در قرآن هم به جملاتى برخورد مى‏کنیم که نشان مى‏دهند گاهى باید براى عدالت و معروف شهید شد.
وَ یَقْتُلُونَ النَّبیّین
وَ یَقْتُلُونَ اْلاَنْبیاء
وَ یَقْتُلُونَ الَّذینَ یَأمُ‏رُونَ بِالْقِسْط
به هر حال، گرچه براى عموم مردم شرط وجوب، تأثیر امر به معروف است؛ اما براى انبیا و اولیا و علما گاهى فریاد زدن لازم است و آنها باید تا مرز شهادت پیش روند تا خط توسط طاغوت‏ها و از طریق بدعت ها و انحرافات محو نشود.
2 ) فضاسازى یک ارزش است؛ براى مثال، هر کسى که به تنهایى مشغول نماز مى شود، مستحب است که اذان بگوید و در اذان، فریاد «حى على الصلوة» سردهد. در اینجا مى‏بینیم که گفتن و فریاد این جمله یک ارزش است؛ هر چند که شنونده‏اى وجود نداشته باشد تا براى برپایى نماز بشتابد. حفظ قانون و جلوگیرى از محو آن، یک ارزش است.
 اگر همه سکوت کنند و بگویند: امر به معروف اثرى ندارد، کم کم معروف در جامعه کمرنگ و گناهکار هر روز جسورتر و مسلمانان بیشتر عقب نشینى مى‏کنند. در این موارد به هر نحو باید امر و نهى در کار باشد؛ گرچه اثر نکند.
3 ) ممکن است امر و نهى در افراد اثر نکند؛ ولى با نهى از منکر لذت گناه را از کام گناهکار مى‏گیریم و نمى گذاریم که او لااقل با خیال راحت گناه کند. این ایجاد دلهره با نهى از منکر، عرصه را بر گناهکار تنگ مى‏کند و این خود یک ارزش است. اسلام به ما سفارش کرده است که به گناهکار با قیافه هاى گرفته و عبوس نگاه کنید تا او خود را نزد شما منفور ببیند. بنابراین، ممکن است دست از خلاف برندارد، امّا کام گناهکار را تلخ کردن لازم است.
4 ) نهى از منکر نشانه آزادى است؛ و اگر بخاطر تأثیر نکردن آن نهى، همه ساکت شویم، با دست خودمان جامعه را به محیط خفقان، وحشت و مرگ آفرین تبدیل کرده‏ایم. بنابراین، براى حفظ و دفاع از آزادى باید فریاد زد؛ گرچه در آن زمان کسى گوش ندهد.
5 ) نهى از منکر و امر به معروف؛ گامى به سوى خودسازى است؛ زیرا: تلقین به خود است؛ اعلام موجودیت است؛ نشانه بیدارى، شناخت و تعهد است. آرى گفتن، حداقل این آثار را در خود انسان دارد؛ گرچه گناهکار در آن زمان عکس‏العملى از خود نشان ندهد.
6 ) با آنکه ممکن است سخن امروز من در شنونده اثر نکند؛ ولى پاداش اخروى من همچنان ثابت است. یکى از برکات ایمان به خدا و معاد همین است که هرگز انسان خود را بازنده نمى پندارد.
7 ) اثر فورى لازم نیست؛ گاهى امر به معروف و نهى از منکر شما اثر فورى ندارد؛ ولى مطمئن باشید که در آینده اثر دارد؛ زیرا گاهى حالات انسان طورى است که حال حق شنوى ندارد، ولى تذکر شما در زمان دیگر کار خودش را روى فکر او خواهد کرد.
8 ) تمرین جرأت؛ امر و نهى کردن، حفظ روحیه جرأت است. اگر به دلیل آنکه اثر ندارد، امر و نهى نکنید، کم کم جرأت فریاد زدن و گفتن در شما کم مى‏شود.
9 ) تسکین وجدان؛ فریاد بر سر گناهکار، سبب آرامش وجدان ایمانى خود انسان مى‏شود. کسى که فریاد مى‏زند، هرگز در وجدان، خود را محکوم به ترس و سکوت و سازش و بى تفاوتى نمى کند.
10 ) راه قرآن و انبیا است؛ راستى، که از انبیا بهتر نیستیم. آن بزرگواران معصوم بارها با استدلال و معجزه و بهترین اخلاق نهى از منکر مى‏کردند؛ ولى اکثر مردم گوش نمى‏دادند. به قول قرآن کریم :
وَ اِذا ذُکِّرُوا لایَذکُرون ؛ هرگاه تذکرى به آنان داده مى‏شد، متذکر نمى شدند.
اتَیْناهُ ایاتِنا کُلّها فَاَبى ؛ ما همه معجزات خود را به فرعون نشان دادیم، ولى زیر بار نرفت.
وَ اِن یَّرَوْا کُلّ ایَةٍ یُعْرَضُوا وَ یَقُولُوا سِحْر ؛ اگر هر معجزه‏اى ببینند، اعراض مى‏کنند. و مى‏گویند سحر است.
11 ) عذر براى ما و اتمام حجت بر گناهکار؛ امر به معروف و نهى از منکر اتمام حجت بر گناهکار است تا نگوید: کسى به من تذکر نداد. و عذرى است براى مؤمن تا به او گفته نشود: چرا فریاد نزدى. قرآن مى‏فرماید : گفتن، یا سبب تذکر است و یا وسیله عذر (عذراً او نذراً) احتمال اثر شرط وجوب است؛ یعنى اگر احتمال اثر نمى‏دهى، واجب نیست؛ نه آنکه ممنوع است. تا آنجا که خداوند منع نکرده است مى‏توان پیش رفت؛ ولى اگر کار به جایى رسید که دیگر از طرف خداوند فرمان توقف آمد، تکلیف عوض مى‏شود؛ نظیر آیاتى که مى‏فرماید:
- از آنان اعراض کن که فایده‏اى ندارد.
- نداى تو به گوش افراد کر نمى رسد.گروهى مثل مرده‏هاى قبورند که تو نمى توانى حرفى به آنان بشنوانى آنان را رها کن


لطفا به اشتراک بزارید تا همه استفاده کنند

  ارسال به نت ایران   محبوب کن - فیس نما     ارسال به کلوب   افسران   ارسال به افسران ولایت     شبکه اجتمایی سنگریها  


تبلیغات